محمد ابن اسحاق صاحب المغازی
ابوبکر محمد بن اسحاق بن یسار بن خیار المدنی القرشی در سال 85 قمری در مدینه متولد شد، جد او ” یسار” از نوجوانان کنیسه ” عین التمر “ (1) بوده که در سال 12 هـ ق توسط سپاه خالد بن ولید با قهر و غلبه (2) به تصرف سپاهیان مدینه در آمد؛ خالد بن ولید نوجوانان کنیسه را که در حال تعلیمات مذهبی بودند را بین امرای ارتش خود تقسیم نمود و به گفته مورخین ” یسار” اولین اسیر عراقی بود که وارد بر مدینه شد.
” یاقوت حموی “ او را جزء شیعیان بر می شمرده و این گونه استدلال می کند که کسانی که در مغازی صدر اسلام اهل تحقیق هستند شیعه شدند و محبت شدید به علی بن ابیطالب علیهما السلام داشته اند مانند ابومشعر و یحیی بن سعید اموی (3) بر خلاف شیخ طوسی که او را عامی مذهب می دانشته اما علاقه بسیاری به امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیهما السلام داشت. (4)
گفتار پیرامون شخصیت علمی ابن اسحاق بسیار است برخی به صورت قطعی او را دجال و دروغگو می خواندند و برخی او را امیر المحدثین می نامیدند!
موافقین ابن اسحاق
زهری ، شعبه بن حجاج ، شافعی ، سفیان بن عییبه ، علی بن مدینی
مخالفین ابن اسحاق
مالک بن انس و هشام ابن عروه بن زبیر ابن اسحاق را دروغگو و دجال می خواندند.
یحی بن سعید قطان کتابهای ابن اسحاق را دارای شعرهای سست و حدیثهای ضعیف می دانست
ذهبی هم اذعان دارد که کتابهای او از سستیها و جعلیات بی اعتبار است اما در باب حرام و حلال فقه آن را قابل استشهاد می داند
ابن حبان هم معتقد است که ابن اسحاق در نوشتن غزوه های نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله از مصادر یهودی و مسیحی استفاده می نموده و این طور دلیل برای ابن اسحاق می آورد که هدف محمد بن اسحاق فقط جمع آوری نقل ها بوده و نه احتجاج به آنها. (5)
البته نوع رفتار محمد ابن اسحاق باعث می شود که وی در مدینه شلاق بخورد و به دلیل جو بسیار سنگینی که علیه او بود از مدینه به شهرهای بین النهرین ،کوفه ، بغداد و ری مهاجرت نمود.
نوع رفتار ابن اسحاق با معاصرینش باعث نوعی بدبینی در بین رجالیون نسبت به او شده
برای مثال یاقوت حموی قضیه تازیانه خوردن ابن اسحاق را این چنین شرح می دهد:
ابن اسحاق موهای بلندی داشت و خوش صورت بود در مسجد نزدیک به قسمت زنان می نشست ! و گفته اند که با زنان سَر و سِر شبانه داشت ! و زمانی که این خبر به فرماندار مدینه رسید دستور داد تا موهای او را کوتاه کنند و تازیانه اش بزنند.(6)
همچنین حموی با اشاره به سستی های آشکار در کتاب ابن اسحاق و نیز لغزشهای او در ثبت نسب افراد ، سود جستن او از راویان یهودی و مسیحی در ثبت مغازی نبوی را از دیگر ضعفای کتاب سیره ابن اسحاق بر شمرده.(7)
خطیب بغدادی در خصوص رابطه نه چندان مناسب بین ابن اسحاق و مالک بن انس این چنین می آورد که :
عالمانی چون ابن ابی ذئب ، ماجشون ، ابن ابی حازم و بیش از همه ابن اسحاق به خاطر تندی هائی که مالک بن انس نسبت به گروهی که به صلاح و دین داری شهره بودند ، بر مالک خورده می گرفتند و حتی ابن اسحاق می گقت : برخی نوشته های مالک را نزدم بیاورید تا سستی های آن را بیان کنم (8)
همچنین ابن اسحاق ، مالک ابن انس را از موالی – نه عربهای اصیل – می دانست .(9)
ذهبی می گوید: این درگیریها در پایان به سستی سخن ابن اسحاق و کاهش اعتبارش انجامید بدون آن که سخنان او برای مالک زیانی داشته باشد، مالک چون ستاره ای در آسمان اوج گرفت اما ابن اسحاق در اندازه خودش اعتبار یافت. (10)
پی نوشتها:
1- در غرب کوفه و نزدیک به ” انبار” قرار دارد که خرمای آن به بسیاری از نقاط صادر می شد.
2- معجم البلدان ج 4ص 176
3- معجم الادباء ج 18 ص7
4- جامع الرواه – محمدبن علی الاردبیلی الحائری – ج2 ص65
5- الثقات ج7 ص 382
6- معجم الادباء ج 18 ص7
7- معجم الادباء ج 18 ص 7
8- تاریخ بغداد ج 1 ص 223 / الثقات ج 7 ص 382
9- سیراعلام النبلاء ج8 ص71 / الثقات ج7 ص 382
10- سیر اعلام النبلاء ج 7 ص 41
دستهبندی شده در: فرهنگ و هنر | برچسبها: مالک ابن انس, مالک بن انس, ماجشون, محمد ابن اسحاق, هشام ابن عروه بن زبیر, یاقوت حموی, یسار, کنیسه, امیرالمومنین, ابن ابی حازم, ابن ابی ذئب, ابن اسحاق, ابن حبان, خالد بن ولید, ذهبی, زهری, سفیان بن عییبه, شیخ طوسی, شافعی, شعبه بن حجاج, صاحب المغازی, علی بن مدینی, علی بن ابیطالب, عین التمر, غزوه