بنی قـریـظه

بنی قـریـظه

تنها قبیله یهودی که با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله پیمان داشتند قبیله “بنی قریظه” بود، مع الاسف یهودیان بنی قریظه همانند دیگر هم کیشانشان در نیرنگ با مسلمین وارد شدند و البته عاقبتی همانند آنها…

یهود بنی قریظه در سال پنجم هجری که مسلمانان در تدارک دفع هجوم احزاب مشرک مکه بودند با هم داستانی “حیی بن اخطب” رئیس رانده شده بنی نضیر ، با حزب قریشی مکه پیمان بستند و عهدنامه با مسلمانان را نقض نمودند.

پس از نبرد احزاب (خندق) و غلبه مسلمین بر مشرکین مکه طبق نقل مورخین، پیامبر اسلام به دستور الهی به محاصره بنی قریظه می پردازد.

و همانند دو قبیله یهودی مدینه با آنها برخورد می کنند البته جعلیات زیادی در این قسمت از تاریخ اسلام وارد شده که در سطور آتی انشالله به آن خواهیم پرداخت.

اما چگونه بنی قریظه حاضر به پیمان شکنی شد؟ یهود بنی قریظه تنها قوم یهودی مدینه بود که در زمان محاصره یهودیان بنی نضیر نقض عهد ننمودند و کعب ابن اسد رئیس بنی قریظه دست رد بر سینه منافقین مدینه و دوستان بنی نضیر خود زد! (1) اما چه شد که در ایامی که احزاب مشرک مکه قصد حمله داشتند آنها پیمان شکنی نمودند؟

مورخین این چنین نقل می کنند که زمانی که سپاه قریش آماده نبرد با مسلمین بود با آن ادوات نظامی که در نبردهای قبلی کم سابقه بود و بنابر نقلی ده هزار جنگجو آماده رزم داشت ؛ حیی بن اخطب که از مسلمین زخم خورده بود و کینه آنها را در دل داشت از این فرصت نهایت استفاده را برده با مشرکین هم داستان شد تا تنها پایگاه یهودیانی که در مدینه است را با لشکر قریشیان همراه سازد.

از جانب دیگر کفار مکه یهودیان مدینه را بهترین وسیله برای از بین بردن مسلمانان می دانستند و گاهی هم از کم کاری آنها در انجام دستورات حزب قریشی برآشفته می شدند و در برخی موارد هم پیام های بسیار تند و تهدید آمیز خطاب به یهودیان ارسال می نمودند.

بعد از واقع بدر کفار قریش نامه ای به یهودیان مدینه نوشتند که شما در مدینه دارای قلعه های مستحکم و مقاومی هستید ، بر شماست که با محمد وارد جنگ شوید و او را به قتل رسانده و یا اینکه از شهر اخراج نمائید؛ و گرنه همگی به جنگ اهل مدینه خواهیم آمد و پس از کشتن جنگجویان شما زنانتان را بر خودمان روا می داریم!(2)

از سوی دیگر حیی ابن اخطب رئیس رانده شده قبیله بنی نضیر به تنهائی برای همراه کردن بنی قریظه با قریشیان وارد میدان می شود و بین یهود مدینه و احزاب مکه رایزنی می نماید. بنی نضیر که در جریان شکستشان از مسلمین دل به کمک های منافقین مدینه خوش کرده بودند و اعلان جنگ علیه مسلمین نمود اما در زمان محاصره او را تنها گذاشتند حال به تنهائی قصد شوراندن بنی قریظه را دارد.

ابن اخطب برای مذاکره با “کعب ابن اسد” به سمت منزل او رهسپار شد اما کعب از پذیرش او امتناع نمود و وی را به منزلش راه نداد، ابن اخطب با صدای بلند بر آستانه منزل او فریاد برآورد که تو می ترسی لقمه نانی به من بدهی!

که باعث برانگیختن احساسات کعب شد و با این ترفتند توانست باب گفتگو با کعب را بگشاید.

“حیی” با حرارت تمام نقشه خود را بازگو نمود “” من برای تو عزت همیشگی آورده ام با سپاهیان بسیار به همراه قریش قصد نابودی محمد (ص) و پیروانش را داریم، هم قسم شده ایم که تا محمد و پیروانش را نابود نکنیم از اینجا نرویم! “”

کعب در جواب گفت: ابری بی آب برای من آورده ای که بارانش را در جائی دیگر ریخته و فقط رعد و برقی پوچ در آن است ! ای حیی ما را به حال خود واگذار ، ما جز نیکی و وفا از محمد (ص) چیزی ندیده ایم. (3)

اما حیی زمانی که از سپاه بزرگ قریش برای کعب سخن گفت و در وصف ادوات و قهرمانان آنها با شور و حال بیان داشت ، توانست بنی قریظه را همراه خود سازد ، کعب به زعم خود و با تعریفاتی که ابن اخطب نمود زوال اسلام را در مدینه حتمی دید، فلذا برای اینکه داستان بنی نضیر اگر مجدد تکرار شود فقط او زیان دیده نباشد و ابن اخطب هم در ماجرا شریک باشد شرط نمود که حیی بن اخطب در قلعه با آنها باشد.

اما حکمت الهی غیر از برنامه ای بود که حزب قریش و یهود چیده بودند، نبرد احزاب در گرفت مسلمین رشادتهائی از خود نشان دادند و سپاه تا بن دندان مسلح قریش را مجبور به فرار نمودند.

نبردی که رسول الله صلی الله علیه وآله در حق رشادتهای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهما السلام فرمودند:

أبشر يا علي فلو وزن اليوم عملك بعمل أمة محمد لرجح عملك بعملهم و ذلك أنه لم يبق بيت من بيوت المشركين إلا و قد دخله و ذل بقتل عمرو و لم يبق بيت من بيوت المسلمين إلا و قد دخله عز بقتل عمرو.

تو را بشارت می دهم یا علی ، اگر این کار تو امروز با اعمال جمیع امت محمد(ص) مقایسه کنند بر آنها برتری خواهد داشت چرا که با کشته شدن عمرو خانه ای از خانه های مشرکان نماند مگر اینکه ذلتی در آن داخل شود ، و خانه ای از خانه های مسلمین نماند مگر اینکه عزتی در اینکه عزتی در ان وارد گشت.(4)

که شبیه همین تعبیر را عالم سنی ، حاکم نیشابوری دارد ” لمبارزه علی بن ابیطالب لعمرو بن عبدود یوم الخندق افضل من اعمال امتی الی یوم القیامه ” (5)

و خداوند متعال این چنین رقم فرمود که تعداد و ادوات نظامی در مقابل ایمان مسلمین مغلوب شود.

محاصره قلعه بنی قریظه

پیامبر اسلام همانطور که در ابتدای نوشته آمد بعد از مراجعت از نبرد احزاب به سمت بنی قریظه حرکت نمودند و قلعه را محاصره کرده ، اما بنی قریظه همانند دیگران یهودیان خاطی مدینه بنا را بر نبرد با مسلمین گذاشتند که عده ای از بین رفته و تعداد دیگری به اسارت مسلمین در آمدند.

طبق نقل مورخین این قوم بنی قریظه بودند که شروع به جنگ نمودند و اگر همانند دیگر یهودیان پیمان شکن رفتار می نمودند پیامبر اسلام هم تنها به جلای وطن آنها حکم می فرمودند.

کعب بن اسد در حالی که قلعه اش در محاصره بود با مردان جنگی خود به شور نشستند که چه بکنند ، وی سه پیشنهاد به آنها داد.

1-   اسلام بیاوریم و تبعیت از پیامبر مسلمانان ، چرا که محمد (ص) همان پیامبر وعده داده شده در کتابهای یهود است. طبیعی بود که این پیشنهاد را قبول نکنند.

2-   فرزندان و زنان خود را بکشیم و با شمشیربه مصاف آنها برویم که در نبرد اگر کشته شویم بیمناک زنان و فرزندانمان نباشیم و اگر پیروز شدیم زن و فرزند می یابیم!

این پیشنهاد هم از جانب هم کیشان او پذیرفته نشد.

3-   امشب شب شنبه است و امید است که محمد (ص) به خاطر تقدس شنبه ها برای ما مهلت دهد و از یورش به ما بپرهیزد و ما به اردوگاه آنها یورش می بریم و مسلمانان و پیامبرشان را به قتل می رسانیم.

جواب دادند که ما شنبه خود را تباه نمی کنیم!

کعب گفت هیچ یک از شما از روزی که از مادر متولد شده اید حتی یک شب آدم عاقلی نبوده اید ! حال که این چنین است با تمام نیرو بر مسلمانان حمله می کنیم. (6)

که این نقل موافق بیان کلام الله مجید در سوره احزاب است

وَأَنزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُم مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا (7)

و [ خدا ] كسانى را از اهل كتاب كه گروه هاى دشمن را پشتيبانى كردند از قلعه هاى محكم و استوارشان پايين كشيد و در دل هايشان ترس و بيم افكند ، گروهى را مي  كشتيد و گروهى را اسير مي  كرديد.

اما افسانه کشتار بیش از 600 یهودی در نبرد بنی قریظه از جعلیاتی است که مع الاسف مورخین از مبداء اصلی آن را وارد در تاریخ اسلام نموده اند که انشالله گفتار مفصل آن را می آوریم.

لینکهای مرتبط:

بنی قینقاع *** بنی نضیر *** افسانه کشتار یهودیان مدینه *** یهودیان و رومیان

پی نوشتها:

1- دلائل النبوه/ترجمه/ج2 ص334

2- دلائل النبوه ج2 ص 333

3- تاریخ طبری/ترجمه/ ج3 ص 1056

4-  بحار الانوار ج20 ص 205

5- مستدرک حاکم ج3 ص32

6- کنزالعمال ج 10 ص 459 / تاریخ طبری ج2 ص 354،355

7- احزاب آیه 26

پاسخ دهید