برای مثال یاقوت حموی قضیه تازیانه خوردن ابن اسحاق را این چنین شرح می دهد:
ابن اسحاق موهای بلندی داشت و خوش صورت بود در مسجد نزدیک به قسمت زنان می نشست ! و گفته اند که با زنان سَر و سِر شبانه داشت ! و زمانی که این خبر به فرماندار مدینه رسید دستور داد تا موهای او را کوتاه کنند و تازیانه اش بزنند.
همچنین حموی با اشاره به سستی های آشکار در کتاب ابن اسحاق و نیز لغزشهای او در ثبت نسب افراد ، سود جستن او از راویان یهودی و مسیحی در ثبت مغازی نبوی را از دیگر ضعفای کتاب سیره ابن اسحاق بر شمرده.
خطیب بغدادی در خصوص رابطه نه چندان مناسب بین ابن اسحاق و مالک بن انس این چنین می آورد که :
عالمانی چون ابن ابی ذئب ، ماجشون ، ابن ابی حازم و بیش از همه ابن اسحاق به خاطر تندی هائی که مالک بن انس نسبت به گروهی که به صلاح و دین داری شهره بودند ، بر مالک خورده می گرفتند و حتی ابن اسحاق می گقت : برخی نوشته های مالک را نزدم بیاورید تا سستی های آن را بیان کنم.
همچنین ابن اسحاق ، مالک ابن انس را از موالی – نه عربهای اصیل – می دانست .
ذهبی می گوید: این درگیریها در پایان به سستی سخن ابن اسحاق و کاهش اعتبارش انجامید بدون آن که سخنان او برای مالک زیانی داشته باشد، مالک چون ستاره ای در آسمان اوج گرفت اما ابن اسحاق در اندازه خودش اعتبار یافت.
دستهبندی شده در: فرهنگ و هنر | برچسبها: مالک ابن انس, مالک بن انس, ماجشون, محمد ابن اسحاق, هشام ابن عروه بن زبیر, یاقوت حموی, یسار, کنیسه, امیرالمومنین, ابن ابی حازم, ابن ابی ذئب, ابن اسحاق, ابن حبان, خالد بن ولید, ذهبی, زهری, سفیان بن عییبه, شیخ طوسی, شافعی, شعبه بن حجاج, صاحب المغازی, علی بن مدینی, علی بن ابیطالب, عین التمر, غزوه | بیان دیدگاه »